خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
327
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
در تحت اوسط است - تا اينكه هر حكمى كلى كه بر اصغر مىشود بر ايشان نيز صادق باشد - ما مع النتيجه - فقط در شكل اوّل مىتواند باشد . فصل چهارم : لزوم نتيجهء صادق از قياسهاى صادق و غيرصادق اگر قياس صادق باشد ، مستلزم صدق نتيجه است . اگر نتيجه كاذب باشد ، مستلزم كذب قياس است اما نمىتوان گفت كه كذب قياس مستلزم كذب نتيجه يا صدق نتيجه مستلزم صدق قياس است . زيرا اين لازم از ملزوم عامتر است . بنابراين در بسيارى موارد ديده مىشود كه قياسى كاذب اما نتيجه صادق است اما اين صدق نتيجه به خاطر آن نيست كه اين نتيجه از آن قياس استفاده شده ، بلكه از آنرو نتيجه صادق است كه در نفس الامر صادق بوده ، وضع اين مقدمات را لازم است . مانند اين قياس : كل انسان حيوان و كل حيوان حساس . اكنون اگر به جاى حيوان ، سنگ قرار دهيم و بگوييم كل انسان حجر و كل حجر حساس ، يا اگر بگوييم كل انسان حيوان و لا شىء من الحجر به حيوان ، در صورتى كه كيفيت هردو مقدمه را تبديل كرده و بگوييم : لا شىء من الانسان به حيوان و كل حجر حيوان ، در همهء اين حالات ، هردو مقدمه كاذب بوده اما نتيجه همان نتيجهء اول است و صادق خواهد بود . مقدمهء كلى از سه حال بيرون نيست : يا به كل صادق است ، يا به كلّ كاذب است يا آميخته است يعنى به بعضى هم صادق است و هم كاذب . ضد و نقيض كاذب به كلّ صادق است . نقيض كاذب به بعض صادق بوده ، اما ضد آن صادق نيست . اما مقدمهء جزئى از دو حال بيرون نيست : يا صادق است ، يا كاذب . بنابراين هر قياسى كه هردو مقدمهاش كلى باشد ، ممكن است يكى از نه صورت زير را داشته باشد : 1 - هردو مقدمه صادق به كل 2 - هردو مقدمه كاذب به كل 3 - صغرى كاذب به كل ، كبرى كاذب به بعض 4 - صغرى كاذب به بعض ، كبرى كاذب به كل 5 - هردو مقدمه كاذب به بعض